شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

472

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

ضعيف باشد ، ترا « 163 » قوت او ضعيف نسازد ، خوردترين كارها را درياب پيش از آنكه بزرگترين كارها ترا دريابد [ 124 - ب ] . 128 ، 63 - راه رو اى صاحب فكر به دل بيدار ، و بايست در موقف تعظيم ، و حال آنكه تو از نورى « 164 » . 128 ، 64 - و گفت : اى آنكه گم كرده‌اى نزديك‌ترين چيزها را به خود ، چه چيز ترا دور انداخته است كه دور نمىكنى از خود دورترين چيزها را . 128 ، 65 - طلب نماى مبدأ كل را در غايت نزديكى ، و اگر چه او در نهايت « 165 » بلنديست از روى غلبه و شرف . 128 ، 66 - خداى تعالى به جهت سستى تو اى متخلف تكليف « 166 » امور شاقه نمىكند ، و ليكن عن قريب برهنه مانده‌اى از لباس فضايل . 128 ، 67 - بكش چشم‌هاى خود را كشيدنى ، و واكن واكردنى ، و ترك كن « 167 » آنچه شاغل است از اسباب ظلمت « 168 » تا ببينى حضرت قيوم را كه ايستاده است بر سر وجود به راه راست ، و منتظر تست « 169 » و رنج انتظار مىكشد كه كجاست عاشق طالب « 170 » ؟ و اين مشاغل پرده‌هاى خواب‌اند و قوم بزرگان در بازيگاه عشق در جست و جو و طلب‌اند « 171 » . 128 ، 68 - خوارى خاموشى را « 172 » به خود راه مده ، اگر بر سخن خوب قادرى .

--> ( 163 ) - اساس : مىكند زيرا ، د : زيرا اگر چه ضعيف باشد تا ترا . ( 164 ) - د : بيدار راه حق را مسلوك دار و در موقف تعظيم اقامت نماى كه تو از نورى . ( 165 ) - د : غايت . ( 166 ) - به جهت سستى لواى مختلف خداى تعالى تكليف . ( 167 ) - د : واكن و ترك كن . ( 168 ) - د : از مصاحبان ظلمت . ( 169 ) - د : قيوم را ايستاده است بر سر هستى به طريق مستقيم و منتظريست . ( 170 ) - د : عاشقان طالب . ( 171 ) - د : بزرگان در بارگاه عشق و محنت در جست و جو . متن عربى : ملاعب العشق . ( 172 ) - اساس : خوارى جاسوس را .